تبلیغات
rahgozar90 - همه‌ى انسان‌ها مخاطب این فیلم هستند
 
rahgozar90
 
 



مفیدستان:

«گارت دیویس»، كارگردان فیلم «شیر» از این فیلم تأثیرگذار می‌گوید:


همه‌ى انسان‌ها مخاطب این فیلم هستند


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – ترجمه‌ی سارا منصوری:
ممکن است هرکدام از ما در زندگی‌مان گم‌شدن را تجربه کرده باشیم. گاهی در یک خیابان شلوغ، یک شهر دیگر یا گاهی در یک فروشگاه بزرگ.

ممكن است برای چند ساعت یا یك روز گم شده باشیم، اما درنهایت پیدا شده‌ایم و پیش خانواده‌هایمان برگشته‌ایم. اما وضعیت برای «سارو»، پسری هندی كه در كودكی‌اش گم شد كاملاً متفاوت است. او در شهری دیگر از برادرش جدا می‌شود و در یك قطار خارج از سرویس به‌خواب می‌رود. قطار راه می‌افتد و چند روز به حركت ادامه می‌دهد تا در نهایت به كلكته می‌رسد. سارو فقط مدام اسمی را كه از روستایش بلد است تكرار می‌كند، اما هیچ‌كس این روستا را نمی‌شناسد. همین می‌شود كه او برای ۲۵ سال گم می‌شود! باوركردنش سخت است، اما سارو ۲۵ سال دور از خانواده و در بین یك خانواده‌ی مهربان استرالیایی بزرگ می‌شود تا زمانی كه شركت گوگل، نرم‌افزار «گوگل‌ارث» (GoogleEarth) را تولید می‌كند و او پس از چندسال پی‌گیری موفق می‌شود خانه‌شان را در گوگل‌ارث پیدا كند.

زمانی كه «گارت دیویس»، كارگردان جوان استرالیایی كه پیش از این به‌عنوان كارگردان تلویزیونی شناخته‌شده بود، داستان باورنكردنی سارو را می‌شنود تصمیم می‌گیرد فیلم زندگی او را بسازد. فیلم «شیر» كه سال گذشته نامزد دریافت شش جایزه‌ی اسكار بود و جوایز بسیاری را از جشنواره‌های مختلف جهانی كسب كرده است، این‌بار در بخش «جام جهان‌نما» در سی و پنجمین جشنواره‌ی جهانی فیلم فجر به روی پرده رفت و توجه مخاطبان ایرانی را نیز به‌خود جلب كرد. به همین مناسبت گفت‌وگویی را با گارت دیویس كارگردان این فیلم متفاوت برایتان می‌آوریم تا بیش‌تر با زندگی سارو آشنا شوید.

***

  • ماجرای زندگی «سارو» واقعاً عجیب و باورنكردنی است. شما چه‌طور وارد این قصه شدید؟

وقتی داستان این پسر را شنیدم بی‌تردید خواستم که فیلمش را بسازم. من این شانس را داشتم که وقتی دو خانواده برای اولین‌بار همدیگر را ملاقات کردند، آن‌جا باشم. لحظه‌ای فوق‌العاده و توصیف‌نشدنی بود. دیدار مادرخوانده‌ی استرالیایی و مادر واقعی سارو از فراموش‌نشدنی‌ترین خاطرات زندگی‌ام است. بعد از آن به شهر کلکته رفتم و به گوشه و کنار آن سرک کشیدم و سعی کردم تا ساروی گمشده و تنها را در آن‌جا تصور کنم.

چیزی که در این داستان بسیار مرا تحت‌تأثیر قرار داد، عزم و اراده‌ی خستگی‌ناپذیر این پسر برای پیداکردن خانواده‌اش بود. او هیچ‌وقت ناامید نشد و دست از تلاش برنداشت. من تمام سعی‌ام را کردم تا در فیلم شیر، تصویر کامل و صادقانه‌ای از این اراده و عزم راسخ را منعکس کنم.

  • برایم سؤال است که چه‌طور یک پسربچه‌ی پنج‌ساله می‌تواند خاطراتی به این روشنی از خانواده‌‌ی گم‌شده‌اش و به‌خصوص مادرش داشته باشد؟

اتفاقاً سؤال خوبی كردید. خیلی‌ها از من در این‌باره می‌پرسند. واقعیت این است كه ساروی واقعی همه‌چیز را كاملاً به‌خاطر می‌آورد، چون او یک حافظه‌ی تصویری بسیار دقیق دارد. من با او در روستای کودکی‌اش در هند قدم زدم و دیدم او تصاویر واضحی از دوران كودكی‌اش دارد. او به من نشان می‌داد که کجا بازی می‌کرده و کجا با مادرش وقت می‌گذرانده است. خاطراتش برایش کاملاً زنده و پررنگ بود. به نظر من، هندوستان سرزمین شگفت‌انگیزی برای رشد یک کودک است. طبیعتش و تنوع حیواناتش همه و همه تصاویر پاک‌نشدنی در ذهن حک می‌کنند. اگر شما کودکی باشید که در این محیط چشم باز کرده و برای پنج سال تنها چیزی که دیده‌اید، این طبیعت و گیاهان و جانوران باشند، بی‌شک خاطره‌شان هیچ‌وقت از ذهنتان بیرون نمی‌رود.

  • «سانی» که نقش کودکی شخصیت سارو را بازی می‌کند، بسیار خوب و طبیعی از عهده‌ی این نقش برآمده. به‌خصوص در صحنه‌ی قطار وقتی از خواب بلند می‌شود و خودش را در جایی ناآشنا و بین غریبه‌ها می‌بیند. دوست دارم بیش‌تر درباره‌ی این صحنه از فیلم بدانم.

اول باید توضیح بدهم که ما این صحنه را در آخر پروژه تصویربرداری کردیم. چون می‌خواستم که سانی به من و گروه، اعتماد پیدا کند و با ما بیش‌تر دوست شود. در این صحنه هیچ راهنمایی یا دستوركاری به سانی ندادم که چه‌طور نقشش را بازی کند. بلکه بیش‌تر به ریتم و فضاسازی صحنه دقت داشتم. می‌خواستم فضایی رمزآلود و ترسناک را از دید یک پسربچه به تصویر بکشم که کم‌کم برایش شبیه یک کابوس می‌شود. قبل از شروع فیلم‌برداری این صحنه به او گفتم، برادرت ممکن است در هر جایی باشد؛ ممکن است روی یک صندلی خوابش برده باشد یا بین چمدان‌ها باشد. در تاریکی دنبالش بگرد و اسمش را صدا کن. او هم همین کار را کرد. من و گروهم در تاریکی نشسته بودیم و تلاش او را برای یافتن یک آشنا نگاه می‌کردیم. گاهی یک نفر از اعضای گروه نامش را صدا می‌زد و او با تعجب برمی‌گشت و دنبال منبع صدا می‌گشت. سعی کردم این سرگشتگی و حس ترس و دورشدن از آشنایان و خانواده را در فضایی بین واقعیت و توهم به مخاطب نشان دهم و البته بازی بسیار خوب سانی هم به من کمک زیادی کرد.

  • چه‌طور این حس اعتماد بین شما به‌وجود آمد؟

خب باید بگویم که سانی ذاتاً پسربچه‌ی خجالتی وکم‌رویی است. من و تک‌تک اعضای گروه سعی کردیم که با او دوست و هم‌بازی باشیم تا آن‌که بخواهیم نقش کارگردان و عوامل فیلم را داشته باشیم. ما خیلی خیلی با هم بازی می‌کردیم. بازی مورد علاقه‌مان، جنگ بالش‌ها بود. برای خود من هم تجربه‌ی خوبی بود و به دنیای کودکی برگشتم. کارهایی کردم که مدت‌ها بود انجامشان نداده بودم! بلند‌بلند می‌خندیدم و شیطنت می‌کردم و خل‌بازی در می‌آوردم. این رفتار من باعث شد تا خجالت سانی کم‌کم از بین برود. او حتماً با خودش می‌گفت وقتی کارگردان این‌قدر خل‌بازی در می‌آورد چرا من در نیاورم؟!

  • پیداکردن حس مشترک بین نقش كودكی و نقش بزرگ‌سالی سارو مشکل نبود؟

خب، نقش بزرگ‌سالی سارو را «دِوْ پاتِل» برعهده داشت که بازیگری حرفه‌ای است و هم‌کاری با او هیچ مشكلی نداشت. اما بی‌تعارف باید بگویم که بازیگر نقش کودکی سارو اهمیت بسیار زیادی داشت. چون نیمه‌ی اول فیلم کاملاً درباره‌ی اوست. اگر بازیگرمان را اشتباه انتخاب می‌کردیم، کل پروژه زمین می‌خورد. وقت و هزینه‌ی زیادی صرف کردیم تا او را پیدا کردیم و بعد از آن هم وقت زیادی برد تا او را از نظر عاطفی آماده‌ی بازی در این نقش کنیم. اعتراف می‌کنم که ما خیلی خوش‌شانس بودیم که سانی زیبا را پیدا کردیم. خود من، تا وقتی پشت میز تدوین ننشستم، به همه‌ی استعداد او پی نبردم. دقیقاً آن‌جا بود که به خودم گفتم این بچه واقعاً هنرمند است! هر دو بازیگر نقش سارو، تصویری جادویی، صادقانه و حقیقی از او را به مخاطب نشان دادند.

  • گوگل‌ارث یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم شماست. برایم سؤال است كه از گوگل‌ارث برای پیداکردن لوکیشن‌های فیلم هم استفاده کردید؟

[می‌خندد.] من همیشه از گوگل‌ارث استفاده می‌کنم. این اپلیکیشن امکان بسیار خوبی برای جست‌وجو است و همان‌طور که گفتید در فیلم شیر هم بسیار به کمک ما آمد و مکان‌های فیلم‌برداری مثل مراتع، مزارع و روستاهایی را که می‌خواستیم با آن پیدا کردیم.

  • در نیمه‌ی دوم فیلم، سارو بیش‌تر وقتش را پشت کامپیوتر و در گوگل‌ارث می‌گذراند. حتی حرف‌زدن دراین‌باره هم کسل‌کننده است. اما در فیلم شما تماشاگر در تمام این دقایق با شخصیت همراه است. چه کردید؟!

کافی است به این فکر کنید که او چگونه از نرم‌افزار استفاده می‌کند. شیوه‌ای که سارو با گوگل‌ارث کار می‌کند، شبیه هیچ‌کدام از ما نیست. طوری که او به تصاویر نگاه می‌کند گویی چمدان سنگینی از احساساتش را با خود حمل می‌کند. تصاویری که این نرم‌افزار به او نشان می‌دهند، تنها امیدش برای پیدا‌کردن خانه است. پس او فقط یک بیننده نیست، بلکه یک شکارچی خاطرات است.

  • در مورد شیوه‌ی داستان‌گویی شما کنجکاوم. فیلم‌سازان دیگر ممکن بود که داستان کودکی و بزرگ‌سالی این پسر را به موازات هم روایت کنند. اما شما دونیمه‌ی کاملاً جدا از هم را به آن اختصاص دادید.

به‌نظرم قدرتمندترین شیوه‌ی بیان برای این‌که مخاطبان با سارو در این سیر و جست‌وجو همراه شوند، همین نوع داستان‌گویی بود. به‌خاطر داشته باشید، فیلم شیر داستان مردی نیست که می‌خواهد چیزی را به‌یاد بیاورد؛ بلکه داستان مردی است که همه‌چیز را به‌خاطر دارد! مهم این است که این مرد چگونه با این راز بزرگ زندگی‌اش دست و پنجه نرم می‌کند.

  • در هالیوود فیلم‌های زیادی با عنوان «بر اساس یک داستان واقعی» ساخته می‌شوند که چندان هم واقعیت آن داستان را بازگو نمی‌كنند. شما چه‌قدر به اصل این داستان وفادار بودید؟

در طول فیلم با اعضای هردو خانواده و سارو مدام در تماس بودیم و تقریباً در جریان مرحله به مرحله‌ی کار ما بودند. من و فیلم‌نامه‌نویس فیلم، هردو یک خواسته داشتیم و آن بازگویی عین به عین واقعیت در حد امکان یك فیلم بود. در عین حال نمی‌خواستیم که یک مستند بسازیم؛ پس طبیعتاً برای این‌که به روح داستان کمک کرده باشیم چند شخصیت خیالی که در حاشیه‌ی داستان بودند را به آن اضافه کردیم.

  • وقتی کار فیلم تمام شد، چه احساسی داشتید که آن را به آدم‌های واقعی این داستان نشان دهید؟

خیلی ترسناک بود! فیلم را درسیدنی با یک پروجشکن به آن‌ها نشان دادیم. در تمام طول فیلم تنهایشان گذاشتم و وقتی در پایان، پیش آن‌ها بازگشتم دیدم که هم‌دیگر را در آغوش گرفته‌اند و گریه می‌کنند. آن‌جا بود که فهمیدم، فیلم کار خودش را درست انجام داده است.

  • بازخورد تماشاگران فیلم چه‌طور بود؟ با قصه ارتباط گرفتند؟

هرکس که این داستان را می‌شنود تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و بی‌شک دیدن فیلم هم احساسات بیش‌تری را برمی‌انگیزد. در سینما بین مردم نشستم و فیلم را با آن‌ها دیدم. در خیلی از لحظه‌های فیلم می‌شنیدم که گریه می‌کنند؛ حتی بعضی‌ها از همان لحظه‌ی اول فیلم گریه‌كردن را شروع کردند. [می‌خندد.] بعضی‌ها در لحظه‌ی فرزندخواندگی و بعضی‌ها در لحظه‌ی دیدار مادر و فرزند. فکر می‌کنم این فیلم می‌تواند با طیف وسیعی از مردم جهان ارتباط بگیرد. چون فیلمی درباره‌ی قدرت عشق به خانواده است. پس مخاطب فیلم همه‌ی مادرها و پدرها و فرزندانشان هستند و این یعنی همه!

دوچرخه



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان


عبارات مرتبط

مطلب همه‌ى انسان‌ها مخاطب این فیلم هستند در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :همه‌ى انسان‌ها مخاطب این فیلم هستند
http://mofidestan.ir/%d9%87%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d9%89-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 01:27 ق.ظ
It's great that you are getting thoughts from this piece of writing as well as from our dialogue
made at this place.
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:29 ب.ظ
This paragraph is really a fastidious one it helps new net people, who are wishing in favor of blogging.
جمعه 13 مرداد 1396 03:16 ب.ظ
Remarkable! Its actually remarkable post, I have got much clear idea on the topic of from this paragraph.
جمعه 13 مرداد 1396 11:08 ق.ظ
Good post. I learn something new and challenging on blogs
I stumbleupon every day. It will always be helpful to
read through articles from other authors and practice something from their websites.
شنبه 7 مرداد 1396 01:55 ب.ظ
Do you have a spam issue on this website;
I also am a blogger, and I was wanting to know your situation; many of us have created
some nice practices and we are looking to swap techniques with others, please shoot me an e-mail if interested.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهترین وبلاگ Ž
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :